عبد الجليل قزوينى رازى
150
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
جهاد كردهاند و غزوات « 1 » ؛ و فتحها بدست و تيغ ايشان برآمده است ، همچنين است و بوده است جزاهم اللّه عن الاسلام و المسلمين خيرا . امّا با همهء رنجها كه كشيدند و بديشان رسيده است درين غزوات از نخوردن و نخفتن و سفر دراز كردن و پشت بر خانه و عيال كردن ، و نفس و جان و مال فداى دين و شريعت و اسلام و قرآن كردن ، بايست كه جزا بر عمل بودى مىترسم كه بقيامت مالك الملك ايشان را محروم رها كند و اين همه رنجها ضايع كند و كسى را زهرهء اعتراض نباشد كه ثواب و جزا در مشيّت است امّا چه توان كردن كه مخالفت اهل سنّت و جماعت كردن رافضيى « 2 » باشد تا بقول مجبّران همهء رنج كه عمر برده باشد او را جزائى نباشد و مالك الملك چون خواهد تا به آخر كار بازاستاند ، زهى دوستى عمر و زهى مذهب و اعتقاد ، پس مدح و ثناى عمر را بر اصل مجبّرى فايدتى نمىدانم . امّا آنچه گفته است : « فتحهاى اسلام در عهد بو بكر و عمر و عثمان و بنى اميّه و مروانيان و عبّاسيان بوده است » و از غايت ناصبيى و خارجيى امير المؤمنين را ياد نكرده است نيك آمده است تا در هرفصل هرعاقل كه برخواند سيرت و اعتقادش بداند كه آخر اگر على مرتضى بمذهب مجبّران منزلت بو بكر و عمر نداشت كمتر از خالد و سعد و شرحبيل پندارم نباشد امّا خالد پسر وليد مغيره است كه دشمن مصطفى است ، و سعد پدر عمر است كه سر حسين على بريده است ، و شرحبيل مشير معاويه است در كشتن حسن « 3 » على ، و خواجه فريضه شناسد نام ايشان بنيكى ياد كردن ، امّا نوبت چون بعلى و آل على رسد بغض مادر آورش « 4 » رها نكند امّا چه سودش دارد كه قرآن و اخبار از فضائل و مناقب ايشان ملء است « 5 » و عقل همهء عاقلان بر عصمت
--> ( 1 ) - ب م : « غزا » ث : « عزالت » ح د اصلا ندارند . ( 2 ) - نسخ : « رافضى » ( بدون ياء مصدريّت ) . ( 3 ) - در نسخ : « حسين » و براى وجه تصحيح رجوع شود بتعليقهء 68 . ( 4 ) - ح د : « مادرآوردهاش » م ب : « بغض مادرش » و گويا اصل اين دو نسخهء م ب : « مادريش » بوده و تحريف شده است . ( 5 ) - ث : « ملان » ب م : « مالامال » و ملء ( بكسر ميم و سكون لام و همزه در آخر ) بمعنى پر است قال اللّه تعالى : « ملء الارض ذهبا » و ملان نيز بر وزن عطشان بمعنى پر است .